تبليغاتX
دل نوشته هاي دو همراه


دل نوشته هاي دو همراه

سلام

دلنامه خداحافظ ...



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 18:47 توسط دل نگار|

بخون آروم دوباره

صدات گرمه هنوزم

من اون شمعی شدم که

دارم به پات میسوزم


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 12:40 توسط دل نگار| |

بی صدا موندم

صدام در نمیاد

چرا این دنیا

غمش سر نمیاد!؟


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 13:31 توسط دل نگار| |

"ذره" نامیدی تو خود را, گرچه تو یک عالمی

عالمی از مهربانی و خلوص و مردمی

من در این وادی چه گویم "لنگ باشد در برت"

چون تو هستی کردگار نظم و اشعار و لغت

این کم از من در دو نه چارت* به تو تقدیم باد

تا که روزی یادی از من در دلت خورشید باد



*اشاره به "بیست و دو سالگی"

این هدیه خواهر مهربونم برای تولد بیست و دو سالگیم بود + دفتر شعر خودم !!!

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 11:41 توسط دل نگار| |

میخوای بری

            باشه برو 

                      حرفی نداریم ما ...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 12:48 توسط دل نگار| |

از پس روزهای پر تشویش

من به فکر روز وصل توام

لحظه ای را که چشم باز کنم

و ببینم که دست در دست توام

          *****

سررسید اتاق همچون من

خسته از برگهای خالی بود

خسته از روزهای تکراری

در سرش وعده ای خیالی بود

          *****

مشعل سر در اتاق هنوز

چشم بر راه مانده و دلخوش

به همان یک قدم که پیش آیی

شعله غم بر او کنی خامش

          *****

تن خانه وجودم را

گردی از یاس پوشانده

و عجیبا !!! به تکه های دلم

رد پایت هنوز جا مانده

          *****

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 23:28 توسط دل نگار| |

شاید حضور شعر مرا حس نمیکنی// اسمت تمام قافیه ی شعر من شده

شاید هنووز با خاطره ها غریبه ای// طعم لبت چو خاطره همراه من شده

زان شب که شعله کشیدم به دامنت// عطر تنت به پیکر من پیرهن شده



"ذره"

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 2:5 توسط دل نگار| |

سلام دریا جان...سلام
باز هم وصف دریاییت مرا به سوی تو کشاند تا تن خود را در محبت بی کرانت بخیسانم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 13:33 توسط دل نگار| |

امشب تمام وجودم ترانه است

امشب تمام قافیه ها عاشقانه است

از بی کران مهر تو ، ای مهربان رفیق

دریای اشک ز چشمم روانه است

در محضرت تمام قد خواهم ایستاد

تا هر زمان که جهان جاودانه است


"تقدیم به تمام دوستانم که بهترین شب تولد زندگیم رو رقم زدند"


نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 0:1 توسط دل نگار| |

خسته ام من ، از تو نه ، از بی قراری های خود // دل شکسته ، از همه شب انتظاری های خود

تو چه میدانی که در من چه آتشی انداختی // با نگاه و غمزه ات کار دل من ساختی

در خیالم از دو دستت قصه ها می ساختم // وقت دیدارت زخجلت رنگ رخ می باختم

دیگران من را نصیحت بهر ترکت میکنند // با زبان نیشتر اینگونه درکت میکنند !! 

گر بخواهی از برایت بیستون را برکنم // بیستون سهل است من کاخ فنون را برکنم

بی تو هیچم ، کاش این حرف مرا باور کنی // باز بنشینی کنارم ، غصه را پرپر کنی

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 0:29 توسط دل نگار| |


Design By : Night Skin