دل نوشته هاي دو همراه
عالمی از مهربانی و خلوص و مردمی من در این وادی چه گویم "لنگ باشد در برت" چون تو هستی کردگار نظم و اشعار و لغت این کم از من در دو نه چارت* به تو تقدیم باد تا که روزی یادی از من در دلت خورشید باد *اشاره به "بیست و دو سالگی" این هدیه خواهر مهربونم برای تولد بیست و دو سالگیم بود + دفتر شعر خودم !!! من به فکر روز وصل توام لحظه ای را که چشم باز کنم و ببینم که دست در دست توام ***** سررسید اتاق همچون من خسته از برگهای خالی بود خسته از روزهای تکراری در سرش وعده ای خیالی بود ***** مشعل سر در اتاق هنوز چشم بر راه مانده و دلخوش به همان یک قدم که پیش آیی شعله غم بر او کنی خامش ***** تن خانه وجودم را گردی از یاس پوشانده و عجیبا !!! به تکه های دلم رد پایت هنوز جا مانده *****
شاید حضور شعر مرا حس نمیکنی// اسمت تمام قافیه ی شعر من شده
شاید هنووز با خاطره ها غریبه ای// طعم لبت چو خاطره همراه من شده
زان شب که شعله کشیدم به دامنت// عطر تنت به پیکر من پیرهن شده "ذره"
امشب تمام وجودم ترانه است امشب تمام قافیه ها عاشقانه است از بی کران مهر تو ، ای مهربان رفیق دریای اشک ز چشمم روانه است در محضرت تمام قد خواهم ایستاد تا هر زمان که جهان جاودانه است "تقدیم به تمام دوستانم که بهترین شب تولد زندگیم رو رقم زدند" خسته ام من ، از تو نه ، از
بی قراری های خود // دل شکسته ، از همه شب انتظاری های خود تو چه میدانی که در من چه
آتشی انداختی // با نگاه و غمزه ات کار دل من ساختی در خیالم از دو دستت قصه
ها می ساختم // وقت دیدارت زخجلت رنگ رخ می باختم دیگران من را نصیحت بهر
ترکت میکنند // با زبان نیشتر اینگونه درکت میکنند !! گر بخواهی از برایت بیستون
را برکنم // بیستون سهل است من کاخ فنون را برکنم بی
تو هیچم ، کاش این حرف مرا باور کنی // باز بنشینی کنارم ، غصه را پرپر کنی
باز هم وصف دریاییت مرا به سوی تو کشاند تا تن خود را در محبت بی کرانت بخیسانم
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |
